ماه بالای سر آبادی بود

 زير کمرنگ ترين رنگ غروبی که غم عالم و آدم زير قرمزيش موج ميزد سينهء سنگ سفيدی که زير اين داغ شرح ناپيدای ناپايان ميکرد .

 هق هق زن يائسه ای که ديگر جز عشق اساطيری زود خاموش دير انجام چيزی را ياد نمي اورد . ناله ء روباهی که آهی دردناک را رعشه ء تن لا جون و به ظاهر قوی من کرده بود .
و دور دستی که به فرياد يادم مياورد که همه ميميرند او ناميراست
او ناميراست ای تنهای به خود غرهء اين چرخش سرد
.....
دلگير بود کاشکی هيچکس نبود کاشکی تنها بودم من و ماه کناره تکيه گاهی که دوره اما از خویشتنم نزديک تره کنار کسی که حالا بیشتر از همیشه نیازمندشم

چقدر دلگیره سکوت ِ دلگیر شده

/ 27 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريدون ضرغامي

سلام زيبا نوشتی روززن وروز مادر مبارک به همين مناسبت به دبلاگم سز بزن

آنيتا

سلام.خيلي خيلي قشنگ بود!واقعاً!

آنيتا

خوب!مي بيني كه!برگشتم!دلم واسه تتنگ شده!حالاكه من اومدم توهستي ديگه؟يانيستي؟!

آنيتا

شايان ( آشيل آذرمهر )

آدم برقی عزیزم سلام . دوست خوب و مهربانم حالت چطوره ؟ خوبی گلم ؟ کم پیدا شدی عزیز ؟ دلم برات تنگ شده بود / گفتم سری بزنم و عرض ادب کنم . امیدوارم همیشه و در هر کجا که هستی شادمانی و شادکامی و تندرستی همراهان همیشگی تو باشند مهربانم . به امید بهترینها برای تو . دوستدار همیشگی تو عزیز نازنین : آشیل آذرمهر .

شايان ( آشيل آذرمهر )

گل شاه پسند دوستی گل زنبق انتظار گل بنفشه عشق پنهانی گل لادن یاد گل نیلوفر بوالهوسی گل گلایول مهر و محبت غنچه گل آرزو گل لاله عشق گل نرگس غرور گل اشرفی امید و نوید گل ابریشم شرم گل مون بریتا هجران و جدائی گل مینا ناز و عشوه شاخه زیتون صلح و صفا به ژاپونی التهاب گل مارگریت خاطرات فراموش نشدنی از تو دارم شاخه سرو عزا گل پژمرده افسوس که قدر عشقم را ندانستی گل زرد نفرت و بیزاری آشیـــل آذرمهر

شايان ( آشيل آذرمهر )

زبان گلها گل آهار شروع عشق گل ماگنولیا وفاداری در عشق گل میخک عشق پاک گل مروارید آیا مرا دوست داری ؟ گل یاس نخستین عشق گل شمعدانی تو را می خواهم . اما از تو شکایت دارم گل زبان در قفا عاشق بدون امید گل شقایق وعده شکن گل نسترن فراموشی عشق گل سرخ عشق دیرین را تجدید میکنم شاخه گل شکسته من تسلیم تو هستم گل لی لی خواستار دوستی با تو هستم گل کاملیا در راه عشق تو حاضر به هر نوع فداکاری هستم شکوفه هلو عشق صادقانه ام را بپذیر گل سپید بهار نارنج پاکدامنی

فاطمه

سلام عزيز زيبا بود خوشحال ميشم به ما هم سر بزنيد

ندا

بیا تا برکه های حقیر دغدغه را دریا کنیم ای دوست!چرا که هیچ دریایی،هرگز، از هیچ توفانی نهراسیده است.و هیچ توفانی ، هرگز، دریایی را غرق نکرده است.