فردا اتفاقهای خوبی میوفته! بگو ایشالا !!!

فردا یه مصاحبه ترسناک دارم و دلم شور میزنه و خیلی فکرم مشغوله!

از داداش عصبیه چندتا سوال پرسیدم و با اعصبانیت تمام جواب داد ودر کمتر،از چند دقیقه خوابش برد و صدای نفس هاش و دارم میشنوم!

استرس درونمو نمیتونم اروم کنم نیاز دارم حرف بزنم از این حالم

از بار قبل به خودم قول دادم که دیگه نگم از این احساساتم به کسی!  از ترسام از نگرانی هام و... 

حتا امشب که دیدم مجاز شدم هم حداکثر تلاشمو کردم که هیچ کس نفهمه چقدر خوشحالم از اینکه مجاز شدم سرخ شدم و گُر گرفتم و فقط گفتم مجاز شدم !!!

نگفتم چون هیچکس نمیتونه درک کنه درواقع خوشحالیمو شاید اصلا مسخره باشه از نظر خیلی ها مجاز شدن آدم با رتبه معمولی اما منو خوشحال کرد استرس فردا روهم کسی درک نمیکنه اما وارد یه سازمان با چارت سازمانی به اون بزرگی که دیدم شدن حتا اگه این صدمین مصاحبه باشه خوفناکه حتا تماس از طرف اون شرکت و قبول رزومه ام کم چیزی نیست اما خب! 

میدونی دلم شور میزنه 

یه شور عجیبی

کاش زندگی روی خوشش رو نشون بده

دیروز با یکی از دوستای قدیمیم دعوام شد یه دعوای لفظی مسخره که دلم میخواست داد بزنم سرشو و نزدم و بعد  مدتها که اینجوری نمیشدم دستام چنان مبلرزید که حتانمیتونستم گوشیو دستم نگه دارم و تموم رفلاکس بدنم شد سرفه ای به مدت نیم ساعت یه تِک!  دلشوره ام بیشتر شد و هرچی میگذره بیشتر دلم میخواد از کسی خبر نداشته باشم وسط اینهمه دغدغه

دوستی که بخواد اینهمه تشنج داشته باشه و هی بروی من بیاره درددلو دوستی نیست که یه مرداب بو گندو که همه چیزو داره توش میکشه

میدونی گاهی فکر میکنم اینکه میگن روند تربیت بچه تا قبل پنج ساله اینقدر  صحت داره که من حاضرم تموم پنج سال اول زندگیموهمراه با تصمیمات و اتفاق فعلی ضمیمه اون صحت کنم تا به  عینه فهمیده شه!

پدر من از دوست جوری زمین خورد و مارو به زمینی گرم پای سنگ قبرش زد که من میخوام هم نمیتونم به دوستی خوب فکر کنم و از قضا ادمهای اطراف من هرکدوم به شکلی صحه گذاشتن به این مهم که من شانس نیوردم از دوست و هرکسی نزدیک من میشه میخواد یه جوری قلبمو بشکونه که نتونم ببخشمش

،تیکه و حرف سنگینو اینکه به هرعنوانی بخوای طرف آب خوش از گلوش نره پایین معنی دوستی میده؟

نمیدونم واقعا 

این وسط اینو کجای دلم بزارم والا موندم گاهی بعضی ها یه کارایی میکنن که آدم میمونه چطوری از دوستش جلوی خودش دفاع کنه چه برسه به بقیه! چه توضیحی وجود داره برای رفتارای بعضی ها وقتی حرف دهنشونو نمیفهمن حتا! 

چرا بعضی ها اینقدر مریضن که از آزار دادن بقیه و اینکه بفهمن طرف بهم میریزه خوشحال میشن! 

واقعا گاهی آدم میون دغدغه های خودش اندر خم یه کوچه است و یکی میاد زرت حرفای مسخره ای میزنه که آدم نمیدونه ریشخند کنه یا به حالش گریه؟ 

 

بخدا آدم بودن کار سختی نیست 

فقط باید آدم حقوق رو هی هجی کنه و باور کنه حقوق آدما کمتراز ما نیست!

 

اما 

بگذریم 

فردا روز خوبیه 

بگو ایشالا

 

 



/ 2 نظر / 17 بازدید
فرانچسکا

سلام ان شاء الله!‏ با خوندن این پستتون واقعا استرس گرفتم!!!‏[نگران] حالا روز خوبی بود؟

کم بود

امروز یکی از بهترین روزهاست. مطمئن باش. چیزی که خودم فهمیدم اینه که حتی الامکان باید به دوست فهموند که نیازی به هم نداریاگه باهم هستیم به خاطر حس خوبیه که داریم