طلاق

طلاق، طلاق، طلاق

شده نقل تموم مجالس

فلانی خونه باباشه.

اِ چرا؟

داره طلاق میگیره

بهمانی داغون شده 

اِ چرا؟ چی شده؟

داره طلاق میگیره

اون یارو بود پارسال مهر عروسی کرد!! 

خب! 

یارو از خونه کردتش بیرون مرتیکه!

نه بابا! 

والا اینقد یارو داغونه!

پسر فلانی که اون سال عروسی کردم داره طلاق میگیره 

و این شده نقل مجلس همه 

هیچ رابطه ای قضاوت کردنی است نیست هیچ دو آدمی قابل پیش بینی نیستن و نمیشه نسخه رابطه ای پیچید.  

اما واقعا چه اتفاقی داره میوفته؟ اینهمه زندگی داره پاشیده میشه و اونایی هم که دارن زندگی میکنن همه دم ار خریت میزنن و بچه هاشون شدن یکه تاز خونه ها با تک شدنشون 

نمیدونم 

میترسم از آینده 

همه چیز داره تک میشه

آدما تک شدن و با همان و تنهایان

بچه ها تک شدن و پراز گستاخی چون همبازی هاشون خیلی بزرگن 

و جفت کم شده، دونفر کنار هم خوشحال،خوشبخت، شاد 

چی بگم 

زندگی هرچه جلوتر میره بوی گندتری میگیره

انگار آدما دچار گم شدگی شدن 

گم شدن میون آرزوهای پدر مادرها و نابودی آرزوهای خودشون و آدم بی آرزو مگه میتونه برای بچه اش دنیایی جالب بسازه؟ 

همه خسته ان 

از دویدن های زیاد و نرسیدن های پیاپی

کلاف سردر گم شدن همه

سراسر عقده 

دختر خاله میخواد شبیه فلان دوست پولدارش باشه و نمیدونه که دوست پولدارش میخواد شبیه فلان دوست پولدارش باشه

دوستم میخواد شبیه فلان دوستش باشه و نمیدونه این دور دچار تسلسل!!

مهمونی میگیرن که یادشون بره خیلی چیزا و میون سلامتی و رقص هم پیاله شدن دوست میشن و در بهترین شکلش نمیدونم یا بدترینش جدی میشن و بعد کلی دوستی ازدواج و در آخر 

: میدونی دارن طلاق میگیرن؟ 

داریم چکار میکنیم دقیقا؟

شکل های زیادی پیش میاد و فرقی نمیکنه چطوری ازدواج میکنن دوست میشن یا مثل پدر مادرای قدیم ؛مهم وجه مشترک تمومشون که طلاق ِ

چی بگم اینروزها اینقد میشنوم که واقعا باور کردنی نیست

 

/ 1 نظر / 14 بازدید