یارب سعه صدر

گاهی دلم میخواد خودمو از تموم اطرافیانم بگیرم و ببینم آدما میخوان پشت سرم بگن فلانی چطوری بود؟

کدوم یکی از این ادمای تقریبا سطحی میدونه تو خلوتم چقدر به خوبی هاشون سعی میکنم فکر کنم و سعی میکنم خوب نگاهشون کنم

حتا دلخوری هام ومیگم و مینویسم و هی تند تند بلغور میکنم که یادم بره و خوبی هاشونو ببینم 

میدونن که چقدر تو ذهنم تلاش میکنم برای اینکه گرفتاری های ذهنی که برام ایجاد میکنن و تخریب های روانی که باعثش میشن و صاف کنم مبادا حرف تندی بزنم؟

عجیبه من میون همه به زبون تندو تیز معروفم اما هیچکس نمیدونه که من واقعا در بیشتر مواقع که میسوزم نمیتونم چیزی بگم حتا

دلم میسوزه که بعضی ادما حتا سعی نمیکنن که آدم ها رو بشناسن فقط از اون چیزی که میبنن قضاوت میکنم

راستشو بگم خیلی دارم از درون خالی میشم 

هرچی بیشتر تلاش میکنم برای مثبت شدن کمتر بازتاب مثبت میگیرم

از تقریبا 7 فرودین بخاطر خواسته طبیعیم از زندگی دچار استرسی شدم و مدام ترسیدم و به سطحی ترین شکل ممکن قضاوت شدم

فکر کردم و پشیمون شدم از درخواستم و بیشتر و بیشتر دلم شکست برای خودم سر قضاوت های ساده ای که قلبمو به درد آورد و هربارم بیشتر

راستی چرا بعضی ادما جوری بار میان که انگار همه حق دارن درموردشون حرف بزنن؟

اینکه همه ی اطرافیان ما بدون ذره ای درک از زندگی ما اینقدر راحت مارو قضاوت میکنن؟خانواده منو

نمیدونم این چندمین باره که از این سوراح دچار نیشی عمیق میشم اما میدونم که خودم ممقصرم

مقصرم که جدی میگیرم خیلی ها رو

 

خدایا به من صعه صدر بده

/ 1 نظر / 3 بازدید
مسکوب

... امان از قضاوت و حرف مردم ... امان