به نام آخدايی ....

در این غوغا سرای هرکی و هر جاییه عالم سوز ، بی چشم و کرو بی دست و پای ، این سایه ء وحشت را دیگر کجا  جا کنم ؟

ساعت هاست که این صفحه را قلم به دست مینگرم مگر این هیاهو را قلم نگارنده باشد ؛

 اما قلم هم مغرور این نیازمندی من است

...................

نمیدونم چم شده نمیتونم حتی جمله های عادیمو ادا کنم . الان 20 روز یه بیت شعرو نتوستم ادامه بدم مخم پره اما انگار هیچی توش نیست . فقط کلمه مینویسم جمله ها هم انگار کوچ کردن .

این جواب حضرت مولا نا به ما ....

آن کس که زبخت خود گریزد

 بگریخته شرمسار باشد

خامش کن و لطف ها مشمُر

لطفیست که بی شمار آمد

....

               دم آخدایی  گرم خودش رو عشق است

                                                    بیخیال

                                                      تا بعد یا حق

 

 

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.......

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز

چای تلخ

ای بابا..هوای بهاری حتما رو حخت اثر گذاشته رفيق.......زياد فکر نکن اگه قرار باشه يه بيت يه هرچيزی کامل بشه بدون فکر کردن ييهو مياد تو ذهنت...فقط بايد ذهنتو خالی کنی از افکار و پريشانی های روزمره... مستدام باشی رفيق يخيه من

فانوس

خدا با فعلش با ما سخن می گويد . گوش بده ............................................. اين سکوت بود . وقتی دل رو قبض ميکنه ديگه دست و پا نزن بذار کارش رو بکنه. قلم رو زمين بذار .بذار دل هم قوتی بخوره . اگه عقل با هياهو رشد ميکنه ... دل با سکوت بالندگی می يابه . ولش کن بذار اوستا کريم نوش در کامت بريزه ...

....

روزگار آموخت به هر چه دل مي بندي بايد همسنگش، توان دل کندن را نيز داشته باشي

چای تلخ

سلام سلام سلام ۱۰۰۰ تا سلام....... خوبی رفيق...... اميدو.ارم انتقاد پذير باشی...

فانوس

اگه خودم رو با خودت پر کنم حتی اگه از بقيه دل بکنم ديگه از خودم نميتونم دل بکنم . فهميدی ؟ سه نقطه ! آره ؟

**عسل**

غم و شادي در يک خانه زندگي مي کنند به آهستگي شادي کن تا غم بيدار نشود

اينفو

سلام ... . چی شده ؟ ؟؟؟؟ مطلبت قشنگ بود ، انتخاب مولانا تو مطلبت بجا بود ، ... اما چی شده ؟ به همون آخدا قسم که دنيا خيلی نامرده و رحم و مروت سرش نمی شه تو رو به همون آخدات قسم می دم مراقب خودت باش تو رو به خدا به چیزی فکر نکن که بخواد باعث ناراحتیت بشه ، آروم باش ، آروم باش و سعی کن از همه چیز انرژی مثبت بگیری به آخدا قسم تا بوده چنون بوده و تا هست چنین هست تو رو خدا مراقب خودت باش

اينفو

راستی ببخشيد از کلمه تو بعنی (آخدا)زياد استفاده کردم ...

عشق به خدا شاهراهی به کمال

شکوهی در لحظه های سرانجام است که ... اشکهای من میشناسندش ... عظمتی است چون عرش دوست ... چون لبخند عشق ... حتی پررنگ تر از برق چشمان مادر باران ... آغوش باز نیستان ازل و نای هزار آهنگ ناله های بی امان دل ... نگاه مهربان دوست و دست نوازشش بر سر کودک پخته تر از دیروز ایمان ... هجوم قطره های آدمیت و آبی دریای حقیقت... منظره ای ناب ... ناب تر از هرچشمه کوهستان رویا ... واژه ای به مستی التهاب و مفهومی چون سر آمدن انتظار ... دوست ,,, دوست ... طلوع خورشید معنا و غروبی همیشگی برای مفهومی چون زمان ... چشمان من خیره در ستیغ کوه صبر ..همان دروازه ورود پادشاه عشق ... فریاد سکوتم بر پهنای دشت مهرش ... اشک های خاطره برگوشه چشمانم و بالهای جانم نیم خیز پرواز ابد ... در آن شکوه رخصتی از دوست آتش گرفتن در شمع جاودانگی اوست . در آن شکوه می توان در زلال چشمه های صداقتش رخسار از گرد زمانه زدود . تنهای مهربانم به وسعت تنهاییم دوستت دارم ... به سنگینی بار گناهانم و سبکباری اشک های گاه و بیگاهم ... از این واژه هرگز خسته نخواهم شد ... دوستت دارم