ایرادهای من

امشب بعد مدتها یک چهارم قرص خواب مامانو خوردم 

ترسیدم بیشتر بخورم خیلی وقته از قرص جماعت میترسم اما نیاز دارم بخوابم، نیاز دارم آروم بخوابم

واقعا هیچی نشده و درواقع همه چیز هم خوبه و من همچین بیکارم نیستم اما چرا اینقدر پوچم؟ چرا اینقدر خالی ام؟

راستی لازم نیست ایرادهای منو بگی من خودم میدونم

1. حرف بقیه برای من مهمه و مدام فکر میکنم که بقیه چی فکر میکنن

2.استرسی و عصبی ام و در مقابل هر چیز ناشناخته ای مخصوصا از موقعیت و فکر گرفته تا آدم و حرف زود از کوره در میرم و عصبی میشم 

3. مسایلو بزرگ میکنم، البته برای من مسایل از ابتدا بزرگ نیستن وقتی یه مقدار تحمل کردم یهو دیگه تحملم تموم میشه

4. زیاد فکر میکنم و متاسفانه فکرمو به زبون میارم و این باعث میشه همیشه آدما در مورد من جور دیگه ای فکر کنن

5. وابسته ام 

6. وقتی ورودی مغزم زیاد میشه کم میارم و قفل میکنم

7. انتقاد پذیر نیستم خیلی

8. تنهایی به من هیچی نمیچسبه حتا غذا خوردن

9. تنهام، خیلی تنها

چرا جدیدا همش همه چیز ایرادهای منو به روم میاره؟

چقد دلم میخواد با تموم وجودم بازم حس کنم همون قوتو همه ی خصلت های خوبمو 

زوم شده رو ایرادهای من 

لعنت به این زندگی

/ 0 نظر / 15 بازدید