فراموشيدم .

بیمار بودم ؟ شفا یافتم ؟ <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پزشکم که بود ؟

انگار همه چیز را فراموش کرده ام !

گمان میکنم همه اینک شفا یافته ای

زیرا تندرست آن کسی است

که فراموش کرد .

                                ( نیچه ) 

 

......................................... 

ممنونم بچه ها بايد فراموش کنم . خيلی چيزا رو ....  .

راستی مگه قالب بلاگم خيلی بده دوست جونی که منو بخدا دوست داری03.gif02.gif . هلال جونم ندارم شعرو برام حتما بفرصت خوشحال ميشم . امير جونم ميرسی که هستی آخه تو خيلی کم ميای17.gif . از عهد ياد عزيزم ممنون ميدونم دوست جون با معرفتی شوخيدم 13.gif . آره ديگه الان حالم خيلی بهتره . گاهی وقتا حتی آسمون آخدام هم پايين مياد اينقدر که نميتونم نفس بکشم ...... ای بابا ای بابا . اينفوی نازنين که ای والله بابا آخر مرامی بقيه شو به خودت ميگم 04.gif09.gif............. .

                                              تا بعد يا حق

 

/ 18 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يه غريبه

سلام دوست عزيز، خوشحالم که بهتری و خوشحالتر از اينکه بلاخره سر عقل آمدی که زندگی ارزش هيچ چيز را ندارد. اميدوارم که با مشکلات بهتر کنار بيايی به شرطی که پيروز باشی ايندفعه.... پيروز ...

هلال

آدم برفی برف سنگين زمستون ٬ همه چيرو کرده پنهون آدمای شهر برفی خوابيدن تو خونه هاشون آدمک برفيه خسته روی برف و يخ نشسته چشماشو به انتهای شب بی ستاره بسته دگمه لباسش از سنگ ٬ دلش از خواب زمين تنگ کلاهش يه سطل خالی ٬ رو لباش خندهء کم رنگ دور گردنش يه شاله ٬ چشماش از جنس زغاله اون می خواد راه بره اما می دونه که اين محالــــــــه تنها همين آدمک از خواب زمين با خبره يخ زده اما هنوزم از من و ما زنده تره آدمک دلش شکسته ٬ از نشستن شده خسته برای رفتن از اينجا برف و يخ راهشو بسته تن اون تو يخ اسيره ٬ دوس داره که پر بگيره حاضره برای فتح ( يک قدم ) حتی بميره تيله های داغ اشکش روی گونه هاش نشستن پيچيده تو گوش کوچه صدای ترد شکستن هق هق گريه تلخش توی شب بلنده اما بس که يخ بسته دلامون صداشو نمی شنويم ما تنها همين آدمک از خواب زمين با خبره يخ زده اما هنوزم از من و ما زنده تره فردا بچه های کوچه دیدن اون رفته از اینجا اما انگار جای پاهاش روی برف نمونده بر جا روی برفا باقی مونده ٬ اثر یه جای خالی یه دونه سطل شک

اينفو

آب را گل نکنيد : شايد اين آب روان ، ميرود پای سپيداری تا فرو شويد اندوه دلی ( سهراب )

اينفو

در دل من چيزی است ، مثل يک بيشهء نور ، مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ، که دلم ميخواهد بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر کوه .... ( سهراب )

بودای خاموش

بايد چقدر سوخته و ساخته باشی کز داغ چو طاووس گل انداخته باشی سلام. نوشتن برای فراموش کردن است . پس بنويس ...

ديوونه

چرا هر وقت آپ می کنی بهم نميگی؟؟؟؟؟ چرا هر وقت مينويسی خبرم نمی کنی......؟ حالا ديگه غريبه شديم لابد... باشه... ديوونه عادت داره.. اما من دوستای قديمی مو فراموش نمی کنم... کاش توام فراموش نمی کردی.. اما...... بی خيال... خوشحالم که بهتری.. الهی شکر... يا علی

اينفو

دنيا را چنان ديده ام که گويی روياهای خفته ای است که به سان مه پراکنده ی رنگ رنگی پيش روی خدا کين ستان ايستاده باشد. نيکی و بدی ، شادی و غم و حقيقت من و ديگرانبرايم آشکار شد ، چنانکه مه رنگارنگ بر چشمان آفريدگار آشکار می شوند و چه بسا آفريدگار که می خواست ديده از آن برگرداند که جهان را آفريد.(نيچه)

راحله

با تو عاشقم هميشه//تويی برگ و تويی ريشه//کرده ای ساقه ی عشق تو تنم عشق تو ريشه//زندگی بی تو نميشه//با منی تو تا هميشه

آجی داداشی

سلام دوست جون... منو يادت مياد ببخش خيلی وقت بود نيومده بودم پيشت. اما الا اينجام.اينجام تا حالتو بپرسم... يه آپديت کوچولو کردم...بيا مهمون کلبه سبزم شو...

يه غريبه

يه سوال داشتم. ميخواستم بدونم بهتر نيست که حالا که بهار شده تو هم طرح وبلاکت را بهاری کنی؟ منتظرتم...