...

ظلمات است بترس از خطر تنهايي

....

اين ترسم انگار اجين وجود ما شده اما آدم برفي اين يكي رو تحويل بگير سر جدت و درست برو جلو اي بابا .

دلم خیلی این روزا تنگه اما .....

............

پ.ن

وقتی بخواد بباره می باره

اینترنت خونه که جَم شده ‌‌؛ سایت دانشگاه همین الان داغون شده ؛ امتحان میان ترم شروع شده ووووو...... آره دیگه شرمنده که نیستم

به امید روزای .... بیخال بابا گذرانش رو عشق است دعا کنید بگذره خوب وبدش پیش کش ...

                                                    حالا تا بعد یا حق

/ 26 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
MoOnSa

سلام / حوبی؟ چه خبره انگار دلت حسابی هوايی شده ! بی خسال بابا . تا روزای سخت نباشه که دلت هوای روزای خوب رو نميکنه !!!!!!!‌

کولی پابرهنه

سلام .. زيبا بود نوشتتون در سبک خودش ... اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ... (شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...) ------ با تبادل لينک چطو ر ..؟ موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار .. ---------------------------- یه گروه هم هست که من و جمعی از دوستان اونجا جمع شدیم به نوعی با هم در ارتباطیم به نام پابرهنگان .. آدرسش اینه ..> http://groups.yahoo.com/group/paberehnegan خوشحال میشم که آنجا هم ببينيم شما را

هلال

نگاه کن مرا مصاحب گنجشک های شاد مبين مرا معاشر گلبرگ های ياس مدان که من تمامی شب در آن کرانهء دور ميان جنگل آتش ميان چشمهء خون بزير بال هيولای مرگ زيسته ام ... نمی دونم چی شد اومدم اين شعرو برات نوشتم ... من اين شعرو خيلی دوست دارم ... اميدوارم خوب باشی ...

يه غريبه

سلام. ببخشيد نبودم. ولی تو هم همچين نبودی ها. بگذريم خيلی سرم شلوغه. زندگی را کاريش نميشه کرد همه را به بازی ميگيره. ولی امروز به هر بد بختی بود خودم را رسوندم. شرمنده که نگرانت کردم. کمی مريض بودم کار و درس و امتحان و زندگی بلعخره خودت ميدونی. يکی نيست بگه آخه چند نفر به يک نفر بابا.. مواظب خودت باش تا بعد. اميدوارم که زياد دير نشه دوباره

شايان

سلام آدم برفی عزيزم . آدم برفی ها رو همه دوست دارن و از ديدنشون کلی شاد ميشند . فکر کنم آدم برفی ها هم از ديدن ديگران شاد ميشند . مخصوصا بچه ها آدم برفی رو خيلی دوست دارند و براش شال ميذارند . چشم ميذارند . دماغ و دهن و گوش می ذارند . و کلی باهاشون بازی می کنند و وقتی حرم آفتاب آدم برفی اونها رو آب می کنه . واااااااااااای / نميدونی چقدر غصه می خورند . بگذريم . خدا رو شکر که آدم برفی عزيز ما رو حرم آفتاب هم نميتونه ذوبش کنه چه برسه به تنهايی .

شايان

بقول خودت و خودم » حصار تنهايی رو خودمون بای خودمون درست می کنيم . دور خودمون يه پيله درست می کنيم و ميريم داخلش . و ميشيم عين تنهايی . اما بهتره از پروانه ياد بگيريم که پيله رو ميشکافه و در نهايت زيبايی و وقار از پيله خارج ميشه . پروانه ای که همه عاشقانه دوستش دارند . پس بيا من و تو هم مثل همون پروانه از حصار تنهايی خودمون خارج بشيم و جزئی از اجتماع بشيم . اين بهترين کاره . اميدوارم در دل نازک و مهربونت هرگز غم جای نگيره . اصلا چرا تا شادی هست / غم ؟ شاد باش و شادی رو به همه ارزانی کن . برات آرزوی شادکامی و خوشبختی دارم مهربانم . دوستدار تو فرشته نازنين : آشيل آذرمهر .

کم بود

خدا نکنه اونروزی بیاد که آدم بشنوه: ظلمات است بپر تو بغل تنهایی دلت خرم