.....

چقدر وحشناکه که بخوای اینجا هم بنویسی حس کنی چقدر تکراری شدی 

نوشته هات دردهات غصه هات

اصلا کسی میخونه یا نه نمیدونم اما مسخره است که من هنوز هم اوضاعم تغییر نکرده و امشب دلم اینقدر گرفته که اشک امونمو بریده و هیچ راهی به هیچ جایی ندارم

این شبها که میشه بیشتر میفهمم که دنیا غریب ترین جای دنیاست انگار آدما آفریده شدن برای نبودن تو همین وقتا

چی بگم

کاش یکی همین الان منو بغل میکرد چقدر نیاز دارم از این چهره ی قوی فاصله بگیرم

چقدر شکننده شدم خدایا تو خودم

شکننده و غمگین

این شرایط تا کی ادامه داره؟

/ 2 نظر / 18 بازدید
الف ب

ميخوانمت ... باید باشد.... باید یکی باشد که انگیزه ات باشد برای بیدار شدن.... باید باشد یکی که انگیزه ات باشد برای شانه کشیدن توی موهایت... باید باشد یکی که شانه هایش پناه گریه هایت باشد یکی که وجودش آرامش بخشت باشد.. باید آغوشی داشته باشد برای آرام شدن... باید باشد یکی که توجه کند به آدمی.. باید باشد یکی که نشان بدهد شش دانگ حواسش متعلق به توست.. آخ که چقدر باید باشد.... که نیست...

کم بود

لعنت به جبر جغرافیایی [گریه]