دلم رمیده شدو غافلم من درویش

        که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش

خیال حوصله و بحر می سوزد هیهات

        چه هاست در سراین قطره ء محال اندیش

به کوی میکده گریان و سر افکنده روم

         چرا که شرم همی آیدم از حاصل خویش

.........

                              « حضرت حافظ »

اگه غلط نوشتم دیگه به بزرگیتون ببخشید دیگه من اینا رو تو بدترین موقعیت تایپ میکنم و تو بدترین شرایط میفرستم دیگه عجله و این حرفا دیگه

معذرت ننه جون جونی جونم

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بيدل

ای یوسف خوش نام ما خوش می​روی بر بام ما ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما جوشی بنه در شور ما تا می​شود انگور ما ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما در گل بمانده پای دل جان می​دهم چه جای دل وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

ننه سرما

ننه جون قربانت بشم/ یه بار دیوان حافظ و باز کن و این غزل و پیدا کن و خودت غلطای املاییتو اصلاح کن/ چون این غزل خیلی قشنگه اینطوری غلط غولوط حیفه !

.......

ويرانه

سلام. همين؟ بعد يه عمر اومدي فقط همينو داري بگي؟ اي بابا؟!!!!!!!! آخرين بار من اومدم ياتو؟

لاله

سلام . تو هنوز سرت تو مشق و درس و کتابه ؟ يا من اين طور فکر ميکنم ؟؟؟؟؟ اون روز فکر مي کنم داشتم برای امير کامنت می نوشتم که بعد ديدم ده تا حتی تو جمله ام آورده ام ! الان هم اين ديگه! ها ی شما رو می ذاريم به حساب همون عجله و اين حرفا به قول خودت ...

لاله

يه قولی بده . بيا قول بده تو اولين فرصت که داشتی٬ وقتی هم فرصت اش بود و هم موقعيت اش و هم حال و روحيه اش ٬ يه مطلب بنويسی از خودت ... از همونا که قديما زياد می نوشتی ... دلم برای خوندن ات ٬ برای خوندن خودت تنگ شده ... اساسی ...

شايان ( آشيل آذرمهر )

سلام مهربان دوست گراميم . بيا و سرافرازم کن . متمايز نوشته ام . به اميد ديدارت نازنینم .