آرام چون برف زمستان

روزمرگی های طعم دار .....

 
عشق یا دوست داشتن ؟!
نویسنده : snowball - ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ بهمن ۱۳۸٥
 

در تآتری ، قهرمانی، در برابر پادشاه ، برای نمایش تیزی و قدرت شمشیرش ، میله ی فولادی را گذاشت و با یک ضرب شمشیرش ، دو نیم کرد و همه به حیرت افتادند ؛ پادشاه حریر لطیف و نرمی را ـ که همچون پاره ابر سپید صبگاهی لطیف و سبک بود ـ در هوا رها کرد وپرده ی حریر در حالیکه همچون توده ی متراکم دودی در فضا به آرامی و زیبایی و ظرافت روح یک شاعر ،باز میشد و میشکفت ـ  پادشاه بنرمی و آهستگی و وقار و اطمینان ، شمشیرش را از میانه ی آن گذر داد و بی آنکه احساس کمترین مقاوتی کند ، پرده حریر دو نیم شد و هر نیمه ای در فضا بسویی رفت و از عبور شمشیر از قلب پرده ی حریر ، کمترین چینی بر آن نیفتاد و گویی گذر شمشیر را از میانه ی خویش احساس نکرد و شمشیر نیز چنان میگذشت که پنداری از قلب پاره ابر صبح بهاری ، یا توده ی سپید دودهای سیگار شاعری غرقه در اثیر ، خیال میگذرد !

.........

علی شریعتی خودش میگه عاجز از« لف و نشر» مرتب ساختن که کدام شمشیر عشق ست و دوست داشتن کدام شمشیر ؟!!!

نظر  شما چیه کدوم یکی عشقه کدوم دوست داشتن ؟

 خیلی بهش فکر کردم نمیدونم چرا اینهمه بین دوست داشتن و عشق تفاوت میزاره میدونم داره اما وقتی میخوام دنبال تفاوت ها بگردم هیچی رو نمیتونم به زبون بیارم !

...........................................

راستی یادمون نره که قبل از اینکه ولنتاینی وجود داشته باشه ما ایرونی ها رو عشق داشتیم ؛ روز عشق ایرونیمون مبارک

                                                                تا بعد حق......