آرام چون برف زمستان

روزمرگی های طعم دار .....

از بازی این آدمای به ظاهر چیز فهم با ماه بدم میاد انگار میترسوننش که بیاد بیرون بازیش میدن مثل همهء چیزای دیگه . نمیدوم چرا بقیهء ماه ها اینقدر ماه مهم نمیشه یهو میشه بهترین اسباب بازی واسه همه آدم بزرگا ............. .

همیشه از آخر ماه رمضون بدم میومد اون موقع که مدرسه میرفتیم همیشه روز یوم شکِ شروع شوال امتحان داشتیم تا خود شب با استرس میگذشت که خدا کنه عید باشه . حالا که هم صحبتمون شده یه جور دیگه . ماه و کردن عروس انگار جدی جدی باید زیر زبونی بدیم تا بیاد بیرون . .  

آخ که چه سر کاری هستیم ما ... . .

...............................................................................

راستی واسه همراهی همتون ممنونم . اینجوری که نظر دادین بابا پرو میشم آ  .  . باید خدا رو شکر کنم که دوستایی به این خوبی و ماه ی دارم . راستش با نظر هلال خیلی موافقم وبلاگ نوشتاری باید ساده باشه . از زرق و برق خیلی خوشم نمیاد اما واسه رنگش باید یه کارهایی بکنم . فکر نکنم بتونم خیلی عوضش کنم . میخوام مثل خودم باشه و اینجا دیگه حداقل خودم باشم و دروغ نگم . راستش خیلی فکر کردم چکارش کنم که بهتر بشه اما دیدم هیچی بهتر از همین نیست دلم نمیاد دوباره خونه مو عوض کنم . از همتون ممنونم که تنهام نمیزارين ........... .

 تا بعد يا حق

نوشته شده در ۱٠ آبان ۱۳۸٤ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ توسط snowball نظرات () |

Design By : nightSelect.com