آرام چون برف زمستان

روزمرگی های طعم دار .....

 

سخت است نشستن و آب شدن

سخت است زهیچ بودن و خوار شدن

سخت است اسارتِ بدون بند

سخت است تلاش و بی بار شدن

سخت است به گِل نشستن از موج درون

سخت است خفا و پنهانی شدن

سخت است سخن به مُهر ساکت، بستن

سخت است حیات بی مِهر شدن

سخت است قلم به دست و انگشت به دهان

حتی نتوان نوشت « فریاد » شدن

سخت است بدون من ، ما ساختن

سخت است غرور فرسودهء تکرار شدن

سخت است نشستن و آب شدن

سخت است .... .

 

                                               ( آدم برفی – 13/3/85 )

 

تازه دارم میفهمم چرا شوپولکم نمیخواست من وبلاگشو بدونم . داره حالم از سانسور از اینکه همه چی رو باید مخفی کنم بهم میخوره . برای خیلی ها میگم که اینجوری شد اونجوری شد خندیدم اما نمیشه بگم الان داره تو دلم چی میگذره . هیچکس . اینجا هم سانسور . سانسور سانسور . ای آخدا چقدر  ..... .

 

نوشته شده در ۱۸ خرداد ۱۳۸٥ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ توسط snowball نظرات () |

Design By : nightSelect.com