آرام چون برف زمستان

روزمرگی های طعم دار .....

 

خاطره ها ، خاطره ها ، خاطره ها

ای بابا ای بابا . یکیشو فراموش میکنی یکی دیگه میگه هوهو منم هستم آ .  ای داد بی داد از دست این تقویم سخن گو ( )

گاهی وقتا از اینکه یه چیزایی یادم میمونه و حتی گذشت زمان هم کمرنگش نمیکنه کلافه میشم عجیبه اصلاً فراموش کرده بودم اما یهو صدام کرد .

این روزای ناقولا هم که انگار یه موقع هایی پونز و دیوار خالی زیاد میارن اینقدر یه چیزای رو میچسبونن که اصلا اون روز به ثبتشون هم فکر نمیکنی ماشاالله اینقدر محکم چسبیده مگه می کنه(  )

                   ای بابا ای بابا   (   )

 

حتی بوی فن کوئل صدای آبپاشای محوطه پایین ، صدای باغبون ، صدای توپ فوتبال بچه ها ، صدای جیغ بچه ء پارسالی که حالا صداش از بچگی یذره در اومده ،همشون انگار تو خودشون یه چیزایی رو قایم کردن که یهو بریزن بیرون . خیلی وقته دیگه حتی به دفترهام هم سر نمیزنم شاید فراموش کنم . شاید دیگه خیلی چیزا یادم نیاد اما انگار تنها دفتر من نیست که پر لحظه هاست خیلی چیزا قبل از نوشتن من ثبت شده .... .

همه چی تموم میشه؛ همه چی شکلش عوض میشه ؛ بزرگ میشه ، قد میکشه .  کاشکی میشد به خیلی چیزا عادت نکرد حتی عشق .

............................................

راستی غريبهء نازنين آدم برفی بهار شه آب ميشه ... کلبه اش  که اميده شه  .... از عهد ياد غزيز هم ممنونم .... شوپلکم دلم برات خيلی تنگ شده من ۲۸ ام اومدم اما نشد آپ کنم يادت بود ؟؟؟؟؟؟

                                                        تا بعد يا حق

نوشته شده در ٤ خرداد ۱۳۸٥ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ توسط snowball نظرات () |

Design By : nightSelect.com